تبليغاتX
فرشید جوانبخش
روزگار اگر روزگار ماست هیچ احوالی از حال من نپرس...نه زنگی بزن نه خطی بنویس..نه نامه ای بفرست..زندانی نیستم..بیمارستان نیستم..خانه نشین و خاموش نیستم..پس زنده ام هنوز!..حالا برو..می خواهم بخوابم...می خواهم به خوبی های همین شب و روز همیشه بیندیشم.....ما زنده ایم هنوز..صبح ها خسته از خواب بر می خیزیم...شب ها خسته به خانه بر می گردیم..کسی به ما نمی گوید دست و رویت را کجا شسته ای..کسی به ما نمی گوید اسمت چیست..کسی از ما نمی پرسد شماره ی کفش همسا یه ات چند است...اصلآ چرا زنده ای هنوز!..کسی کاری به کلمات مخفی ما ندارد..ما خوش بخت ا یم دوست من...حالا برو ...می خواهم بخوابم...فقط بخوابم

 

    از فرشید جوانبخش

  farshid javanbakhsh

 برای دست های من  و علیرضا

 

 

دیدنت را نمی خواهم

بردفتر شاعران  زورخانه ای

و بر پیکره ی شعرهای یتیم

که بی  تو بزرگ می شوند

شنیدنت را نمی خواهم

در گلوی کوچک  و بی صبر غرور

و یا لمس حرف حرف تو را

در شعری که نوشته می شود

تا دیگری بخواند

و لحظه ای را

در چرت هوس های ارزانش

با معشوقه ی خود  سپری  کند

از تو حرف می زنم

ای کلمه ی مغموم

و دستان تو را لمس می کنم

تو را که عجیب ترین استعاره ی قرنی

تو را که فرزندان زجر

بر دهانه ی  زخم های شکنجه و تبعید

به صورت مردمی که درد

عادتشان شده انگار

نجیبانه می پاشند

چشم هایم را نمی خواهم

گوش هایم را نمی خواهم

دست هایم را نمی خواهم

تنها

به حس غریب تو محتاجم

زیرا که تو

نه کلمه ای و نه فریاد

ای عزیزترین

زیبا

آ  ز ا  د  ی

 

 

 

 

2  85/07/16    فرشید جوانبخش 

                                                 

 (برای شایسته و مهربانی هایش)

    حرف که می زنی

   شراب از سرگیجه ی آسمان می دوشم

   و نزدیکترین جا به کلمات تو

   برای تمام شعرها مست می کنم

   در من لبخندی مدام

   از خاطره ای دور

   که در اتاقم جا گذاشته ای

   شعله می کشد

   و اوقات نیلی جهانم را

   تلخ رنگ های تو می کند

   در خلوتی که سهم کسی نیست

   آتش می گیرم

   بی آنکه دم زده باشم

   در اتاقی که تنهام   

   قلب عاشقم را پهن می کنم 

   آرام کنار دلتنگی هایم می نشینم

   و سرم شلوغ دردهای خودم می شود

   تازه می فهمم چقدر دوستت دارم 

   با خودم می گویم

   مرا و تو را

   سال ها  پیش

   روی جایی نوشته اند

   ما از روی کاغذ زندگی می کنیم

   و همیشه پشت حرف هایمان

   خود را به خلاءای عظیم ریخته ایم  

                               

2  85/07/11    فرشید جوانبخش 

 
periodical blog . farshid javanbakhsh